|
به جهان چه دل سپاری؟حذر از پلنگ وحشی.......که تو را به خون کشاند به فریب خط و خالی |
|
|
گر شعله های خشم وطن / زین بیشتر بلند شود سیمین بهبهانی
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
کاش وقتی زندگی فرصت دهد گـــاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویـش را وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی است از زلال چشمهایش تـــــر شویم
وقـــت پائیز از هجوم دست باد کاش مـــثل پونه ها پرپر شویم
کـــــاش وقتی چشمهایی ابریند به خود آییم و سپس کاری کنیم
از نـــــگاه سبــز گلدان هایمان کاش با رغبت پــرستاری کنیم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم به نگاه سرخشان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم با خــــدای یـــــاس هـــا خلوت کنیم
کـــاش گاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم
فـــــاصــله هـــای میان خویش را با خطوط دوستـــی مبهم کنیم . . .
کاش مثل آب مثل چشمه سار گــــــونه ی نیلوفری را تر کنیم
مــا همه روزی از اینجا می رویم کــــــــاش این پرواز را باور کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست قلــــب هـــــــای نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه چشم های خفته را رنگی زنیم . . .
کاش اشکی قلب مان را بشکند بـــــا نگاه خسته ای ویران شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند مـــــا به جای ابرها گریان شویم
کاش وقتی آرزویی می کنیم از دل شفاف مان هم رد شود
مــــــرغ آمین هم از آنجا بگذرد حرف های قلب مان را بشنود
شعر از : مریم حیدر زاده امیدوارم این سروده ی زیبا رو با حوصله تا آخر بخونین . از دست دادن هر بیت ، به معنای از دست دادن یک درس برای مهربان بودنه ! " مهربانی " ، فراموش شده ای که همه چیزش رو داره از دست می ده به جز ساختار نوشتاری . . . !
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
فشار برف سنگین زمستان اما فرو خواهد ریخت، بام شیشه ای کلبه ام را اگر لانه ای ساخته باشد آن پرندۀ همیشه غافل به درگاه ناودانی کلبۀ نازک قلبم و باید ناودان دل را از لانۀ کبوتر نابخرد واله وارهانم تا تبخیر وزن غمهای ویرانگر و آنگاه این آواره کبوتر را به میهمانی کلبه ام خواهم خواند تا از سر سور به نظاره نشیند با من فرود برف آبگون درد را به اشکهای سرازیر از دو کنج چشمم.
علیرضا قاسمی
سلام دوستان نازنینم . . . ۱- با اینکه این شعر از من نیست ! ولی ( با اجازه ی شاعر ) تقدیمش می کنم به برادر خوبم !
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
|
|