عکس از : اویس کاظمی
شاید رویا نیست
بی وضو نماز خواندنم
و سجده هایی کریه
که سجاده را به تمسخر می گیرد
به هیچ آیه ای . . .
وجود سراسر شرمسارم را ببخش . . .
دلنوشته ای از خودم !
عکس از : فاطمه السادات حجازی
ت . ا . (۱) یک عذر خواهی رسمی از خدا بود !
ت . ا ( ۲ ) شاید یه مدت طولانی نباشم . . .
در آینه دیـــدم غـــــم پنــــهانی خود
چیــن های ترک خورده پیشانی خود را
یــــک ثانیه در قـــامت هــــــر پنجره دیدم
تصویر فرو پاشی و ویرانـی خود را
از شهر به شهری هــــمه جا همســـــفر باد
گفـــتم به همه بی سر و سامانـی خود را
افسوس و صد افسوس که یک عمر کشیدم
بر دوش دلم شرح پـریشانی خود را
از بس که خطا دیدم از ایــن قوم ریـــا کار
گم کرده ام آئین مسلمانی خود را
ای چشمـــه تطهیر هــــوا خـواهِ کجــــایی
تا در تـــو بشــــویم غـم حیرانی خود را
وقتی همه زمزمه ها صحــــبت درد اسـت
آوار ه کنــــم آه زمســــتانـــــی خــــود را
در شهر شما چاره ز هر کس که بپرسند
عریــــان کند او هم غم پنهانی خود را
گفتـــم بـــگذارم قلم ســـــبز غزل را
ماندم چه کنم این دل توفانی خود را
گر چه افق آینه ام ابری درد است
پنهان نکنم آیت انسانی خود را
شعر از : علی اکبری