|
به جهان چه دل سپاری؟حذر از پلنگ وحشی.......که تو را به خون کشاند به فریب خط و خالی |
|
|
در این زمانه بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه ناباور خیال پرست به شب نشینی خرچنگهای مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علف های باغ کال پرست رسیده ام به کمالی که جز انا الحق نیست کـــمال دار بــــرای مــــن مال پرست هنوز زنده ام و زنده بودنم خاریست به چشم تنگی نا مردم زوال پرست
شعر از : محمد علی بهمنی ( از کتاب : گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ) . عکس از : محمد زائر نیا
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
مردگان آینه های کدر در طاقچه های خاکستر زندگان کولیان سرگردان اندوه در براده های جیوه با تصاویر مات . شمع ها ، زینت تنهایی مردگان چراغانی در کمین رویا ، پوسیدن اشیاء ، خواب نارس کودکان خیابانی ، در پیاده روهای مشوش شناسنامه های سنگی سپید صیقل خورده با سنباده باد آه . . . روح کوچک من مرگ چه هیبت نازنینی دارد !
شعر از : علی سرحدی
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
لیلی زیر درخت انار نشست
گل داد، سرخِ سرخ
داغِ داغ، هر انار هزار تا دانه داشت.
دانه ها توی انار جا نمی شدند.
دانه ها ترکیدند، انار ترک برداشت.
مجنون به لیلی اش رسید.
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت : نرسیده به درخت ٬ کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است . می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ٬ سر به در می آرد پس به سمت گل تنهایی می پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر زمان می مانی و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد . در صمیمیت سیال فضا ٬ خش خشی می شنوی کودکی می بینی ٬ رفته از کاج بلندی بالا ٬ جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی خانه دوست کجاست ؟
شعر از سهراب سپهری
ت.ا - ۱ ) وبلاگم یک ساله شد ! ت.ا -۲ ) دوستتون دارم . . . بی نهایت
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
|
|