|
به جهان چه دل سپاری؟حذر از پلنگ وحشی.......که تو را به خون کشاند به فریب خط و خالی |
|
|
با شعری بی نهایت زیبا از دوست بسیار با احساسم ( الف.الف ) به روز کردم .
خوشحال میشم با دقت شعر رو بخونید و نظر بدین و این دوستم رو در پیشرفت ادبی کمک کنید . با سپاس فراوان . من با دستهای خالی و خشکیده ام به سوگ برگهایی که زردیشان نگاهم را به پائیز دیروز پیوند زده اند می نشینم و به امید فردایی بهاری به خواب میروم و تو اما با تیشه ای به سردی نگاه بی اعتنایت به سراغ تن در خواب رفته ام می آیی ، فردایم را می گیری و عمرم را قطعه/قطعه به آتشدان خانه ات می بخشی . . . باشد . . . حرفی نیست . . . کنار شعله هایی که از تنم بر می خیزند ، بنشین و به جای من کمی آسوده بخواب . . . .
الف.الف
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
گفتند که وقتی با تو می گویم ، گویی در همه هستی ات فقط مرا داری و من چنانم که گویی بسیارند چون تویی برای من ! واحسرتا از این همه جهلم از عشق بی پایان تو به من ، که چشمه است همه حیرتم را در ازل دلیل بی بدیل فرارم از خود به سوی توئی که عمری در جست و جویت به همه رو رفتم الا به خود و آنروز همه راهها به خودم ختم شد و پس حیرانم و ناگزیرم از گریز و همه هستی ات متلاطم از این حیرت بی انتها . . . الهه زیبایی ام : مانده ام در عجب از همه عیب پوشی ات از من ، که دیگران چنان بینند مرا که گویی هنوزم پاکم از هر بدی و تازه ترینم از هر تولد و خود آگاهم از همه قصوراتم در حق تو . بیاموزم چشم بخشایش گرت را تا ببخشم خود را و دیگران را . . . زیبای عاشقم : از نگاهت فقط من بودم ، هوشیار دیوانه ای که بار فهم آن را بر دوش گرفتم و فقط تو بودی که عهد بر هدایتم در تمام لحظات حرکتم کردی حرکتی از خود تا خود ، از تو تا تو . این طولانی ترین مسیر هستی را به نور عشقم بیفروز که عشق بی انتهای توست . . . یکتا خالق من : خلقت ، اول ارثیه برونی ات به من بود و آخر نشانه درونیم در هستی . قدرت خلق را به تمامی به من دادی و اکنون از تو این هنر را آگاهانه تر از روز تولد ، خواهانم . تا چون تو ، هر لحظه منی نو تر از قبل آفرینم . . . ای محول الحول والاحوال ، بیم هایم از آینده و اندوهم از گذشته را به غمی پاک و شیرین مبدل و آن غم شیرین را به عشقی عمیق منتهی و آن عشق را در خاطره وصلی بی همتا به مستی جاودانه مبدل کن . . . و اکنون به زیبا ترین جلوه هستی و محکمترین تکیه گاه ابدی قسم که تا چون تویی دارم شادترین و موفق ترین خود وجودیم باقیم . گام اول برای تو بودن ، خواستن است و تو نیز به آن اکتفا کن و صد گام وعده داده ات را به سوی من عملی . . .
بر گرفته از سالنامه موفقیت
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
|
|