|
به جهان چه دل سپاری؟حذر از پلنگ وحشی.......که تو را به خون کشاند به فریب خط و خالی |
|
|
یک غزل سرد
با آخرین جرعه نفس و بارانی از دست های بی تپش یک افسوس کهنه با نوازش لبهای خواب و غباری از جنس تردید . . . و من که هنوز هم در رویای پرواز پیله میزنم با خیالی آشنا که دور دستها پرواز را برای شاهین ها صرف می کند .
مانیا وارسته
+
تاريخ ساعت نويسنده مانیا
|
|
|