For so many years we were friends سالهای زیادی با هم دوست بودیم And yes I always knew what we could do و آری ، من همیشه می دانستم که ما چه می توانیم انجام دهیم But so many tears in the rain اما اشکهای زیادی زیر باران Felt the night you said ریخت ، در شبی که گفتی That love had come to you عاشق شده ای ! I thought you were not my kind من گمان کردم که تو وصله من نیستی I thought that I could never feel for you من گمان کردم هرگز نمی توانم احساسی نسبت به تو داشته باشم ! The passion and love you were feeling تو در عشق و اشتیاق بودی ! And so you left و تو رفتی . . . For someone new نزد شخصی جدید ! And now that you're far and away و حالا که تو دوری از من ! I'm sending a letter today من امروز نامه ای می فرستم ! From Sarah with love از طرف سارا با عشق ! She'd got the lover she is dreaming of او ( سارا ) معشوقش را یافت She never found the words to say او ( سارا ) هرگز حرفی برای زدن نداشت ! But I know that today اما امروز می دانم ! She's gonna send her letter to you او ( سارا ) امروز قصد دارد نامه ای بفرستد ! From Sarah with love از طرف سارا با عشق She took your picture to the stars above او ( سارا ) عکس تورا بالاتر از ستاره ها قرار داده ! And they told her it is true و ستاره ها به او ( به سارا ) گفتند که این کار درستیست ! She could dare to fall in love with you او ( سارا ) می تواند در خورد عشق تو باشد ! So don't make her blue when she writes to you پس او را ( سارا رو ) نا امید مکن وقتی برایت می نویسد ! From Sarah with love از طرف سارا ، با عشق
So maybe the chance for romance شاید شانس عاشق شدن Is like a train to catch before it's gone همانند رسیدن به ترن باشد قبل از این که حرکت کند ! And I'll keep on waiting and dreaming و من همچنان به انتظار و روئیا ادامه می دهم ! You're strong enough تو به قدر کافی قوی هستی To understand تا درک کنی As long as you're so far away به اندازه دوری تو از من I'm sending a letter each day من هر روز نامه خواهم فرستاد From Sarah with love از طرف سارا با عشق ! She'd got the lover she is dreaming of او ( سارا ) معشوقش را یافت She never found the words to say او ( سارا ) هرگز حرفی برای زدن نداشت ! But I know that today اما امروز می دانم ! She's gonna send her letter to you او ( سارا ) امروز قصد دارد نامه ای بفرستد ! From Sarah with love از طرف سارا با عشق ! She's gotta know what you are thinking of او ( سارا ) باید بداند تو به چه فکر می کنی ! 'Cause every little now and then به هر چیز کوچکی ، حالا و بعد از این ! And again and again دوباره و دوباره ! I know her heart cries out for you من می دانم که قلبش ( قلب سارا ) برایت گریه می کند ! From Sarah with love از طرف سارا با عشق ! She'd got the lover she is dreaming of او ( سارا ) معشوقش را یافت Never found the words to say, ahh او ( سارا ) هرگز حرفی برای زدن نداشت !
But today, but today... اما امروز می دانم ! From Sarah with love از طرف سارا با عشق ! She took your picture to the stars above او ( سارا ) عکس تورا بالاتر از ستاره ها قرار داده ! And they told her it is true و ستاره ها به او ( به سارا ) گفتند که این کار درستیست ! She could dare to fall in love with you او ( سارا ) می تواند در خورد عشق تو باشد ! So don't make her blue when she writes to you پس او را ( سارا رو ) نا امید مکن وقتی برایت می نویسد ! From Sarah with love از طرف سارا با عشق ! So don't make me blue when I write to you پس من رو نا امید نکن ، وقتی برات می نویسم . . . From Sarah with love از طرف سارا ، با عشق !